باقرى بيدهندى
43
گنج حكمت ( احاديث منظوم ) ( فارسى )
امامشناسى ( حديث 18 ) من مات و لم يعرف امام زمانه فقد مات ميتة الجاهلية . « 1 » پيامبر ( ص ) ترجمه هر كه بميرد و پيشوايش را نشناسد بيگمان مرگش ، مرگ جاهليت است . پير نبود آنكه مويش شد سفيد * پير نبود آنكه بالايش خميد پير نبود آنكه پوشد كهنه دلق * يا برو جمع آيد انبوهى ز خلق پير نبود آنكه خلقش پير خواند * يا فضولى چيز او را بر نشاند گر تواند كس كسى را پير كرد * جان خود را بايدش تدبير كرد آنكه شد پيرى و از پيش تو است * پيرى او لايق ريش تو است آنكه تو سازى امام اى بوالهوس * تو روى از پيش و او آيد ز پس پيشوا كى ميتواند شد ثرا * فضلهء كس كى شود كس را غذا پير آن باشد كه پيريش از خداست * نور حق را ور بهر جا رهنماست پيريش از نص يزدانى بود * علم او الهام ربانى بود پير آن باشد كه ايمان پير داشت * نى كه مو چون شير و دل چون قير داشت چيست آن ايمان پير اى حق پرست * آنكه همره باشدت روز الست زاده از نور خدا روز ازل * نى به دنيا زاده از كفر و دغل كرده باشد پاكش از كفر و ضلال * روز اول پادشاه بىزوال
--> 1 - حديث شريف فوق در اصول كافى به اين صورت منقول است ( قال رسول ا ص من مات لا يعرف امامه مات ميتة جاهلية ، و در بحار از امام باقر ( ع ) اين گونه نقل شده كه من مات و ليس له امام ع فموته ميتة جاهلية و لا يعذر الناس حتى يعرفوا امامتهم .